دس دسی ، دس دسی ، باباش میاد صدای کفش پاش میاد.
دیشب 3 / مرداد / 93 ،خونه ی باباجون ، ساعت 23:30 دیگه کم کم داشتیم حاضر میشدیم بیایم خونمون ، گذاشته بودیم زمین بشینی که وقتی نگات کردم دیدم دست چپت و بالا نگه داشتی و همش با دست راستت می زنی بهش ، بعد از کلی ذوق کردن ، فیلم و عکس گرفتن که نیم ساعتی طول کشید بالاخره راهی خونمون شدیم. (و 28 / تیر /93وقتی خونه بابا جون بودیم ،متوجه شدیم بدون کمک خیلی وقته نشستی ، کلی ذوق کردیم و خوشحال شدیم که 6/5 ماهگی بدون کمک نشستی.)
نویسنده :
مامان
1:20



